تبليغاتX
آوای ظهور

 

جهاني‌شدن الهي، با بزرگ‌ترين رويداد تاريخ بشر و عظيم‌ترين و گسترده‌ترين انقلاب تاريخ، يعني انقلاب بزرگ جهاني حضرت مهدي(عج) روي خواهد داد. در دوران ظهور مهدي آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم مي‌گردد و قطعاً حكومت جهاني اسلامي تشكيل خواهد شد. آري، گسترش اسلام در سراسر جهان، وهم و خيال نيست؛ يك حقيقت قطعي است كه در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) در سطح عالي و به طور تمام و كمال، واقع مي‌شود. احاديث پيامبر و اهل بيت نبوي(ص) پيرامون مهدويت، فراوان است و در منابع معتبر شيعه و سنّي وجود دارد و در اين احاديث، جهاني بودن انقلاب حضرت مهدي(عج) و جهاني شدن دولت ايشان، پيش‌بيني شده است.

 
ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 11:50 توسط کاشیان |

اصطلاح دكترين (Doctrine) در فرهنگ و ادبيات جامعه شناسى و سياسى، به نظريه، آئين، يا مكتبى اطلاق مى شود كه براساس آن، مجموعه اى از مسائل و موضوعات خردتر تفسير مى شود. در يك دكترين، يك يا چند اصل بنيادين وجود دارد كه ديگر نظريه ها با آنها معنا مى يابند. در تفكراسلامى مسئله مهدويت از جمله موضوعاتى است كه در كانون اعتقادات اسلامى قرار دارد و داراى موقعيت و منزلت ويژه اى است.
مبحث مهدويت در اسلام، و مبحث مصلح جهانى در اديان به منزله فلسفه تاريخ تلقى مى گردد. از اين رو در اينجا ما آن را به عنوان نظريه اى اصلى و بنيادين، كه بر محور آن بسيارى از اعتقادات ديگر تفسير مى پذيرند، مطرح ساخته، از آن به دكترين مهدويت تعبير نموده ايم.
مقصود از دكترين مهدويت، نگريستن به موضوع ظهور امام عصر(ع) و حكومت جهانى ايشان، به مثابه يك تئورى جامع و فراگير است.

                      


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 17:7 توسط کاشیان |

از ویژگیهاى امام دوازدهم (عج) که در روایات اهل بیت علیهم السّلام مورد تأکید قرار گرفته غیبت آن حضرت است ، اما راز این غیبت چیست .نخستین معنی غیبت این است که آن حضرت در درون جوامع بشرى زندگى نمى کند و در دسترس مردم نیست تا مانند دیگر انسانهاى عادى هر کس خواست او را ببیند و آشنا و بیگانه و دوست و دشمن او را ملاقات کنند.

دومین معناى غیبت این است که حضرت مهدى در میان همین جامعه و همین انسانهاست اما به قدرت خدا هرگاه اراده کند از برابر دیدگان آنان غایب مى شود و دیدگان مردم او را نمى بینند ، همانگونه که موجودات دیگرى چون فرشتگان و ارواح را با اینکه به نص قرآن شریف همه در میان ما هستند و در این جهان موجودند، دیده نمی شوند.سومین معناى غیبت این است که آن حضرت در میان مردم و جامعه زندگى مى کنند و حتى بنا بر روایاتى افراد جامعه آن حضرت را رؤیت مى کنند در حالیکه وى را نمى شناسند.آنچه بدیهى ست و بنا بر احادیث ضرورى است اینکه معناى نخست بطور کلى و عمومى قابل پذیرش نیست                       .

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 18:14 توسط کاشیان |

چه انتظار عجیبی میان منتظران هم

                                                          عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه اسان نبودنت شده عادت

                                                 چه بی خیال نشستیم

                                                                                نه کوششی نه وفائی

                                                        فقط نشسته و گفتیم

                                                                                                 خدا کند که بیایی...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 23:59 توسط کاشیان |

 

وجود مبارك امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف انسان كامل عصر ماست و وجود انسان كامل از آن جهت كه مظهر اسم اعظم الهي است، واجد تمام كمالات است و بر همين اساس، امام معصوم مايه تأمين حيات معنوي و سرچشمه آب زندگاني است: (اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا) خداوند زمين را پس از مردنش زنده مي‌كند و زندگي مرهون آب است: (وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ)‌ و امام معصوم عليه السلام همان چشمه زلالي است كه سرزمين دل‌ها با آن زنده مي‌شود.
آب زندگاني، باراني نيست كه از بالا ببارد و آب چشمه يا چاه نيست كه از پايين بجوشد، بلكه حقيقتي است كه به صورت قانوني الهي در عرصه تشريع و در قالب انسان كامل و معصوم در عرصه تكوين ظهور مي‌كند. كتاب خدا دين الهي را چشمه حيات عرصه تشريع مي‌شناساند و در بيان حيات‌بخشي آن مي‌فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ)؛ يعني راه‌آورد دين، نه تنها افيون و مخدر نيست بلكه نيروي محرك و عامل حيات و پويايي است.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 14:29 توسط کاشیان |

1170 سال است که ابر مردی منتظر 313 مرد است

مرد شدن چقدر زمان می برد!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 16:16 توسط کاشیان |

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيش‏رفته و کره خاک هيچ‏گاه از مصاف اين دو جريان خالي نبوده است. پيروان هر يک از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرايان آينده بوده‏اند و حق گرايان آينده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعيت باطل‏پيشه‏گان و دورافتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.

در اين ميان ارتباط حجتهاي الهي در تداوم‏بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميق‏تر و محکم‏تر بوده است؛ چرا که هر نبيّ و وليّ الهي با در نظر گرفتن شرايط عصري که در آن به سر مي‏برد راه انبيا و اولياي الهي پيش از خود را تداوم مي‏بخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياي الهي چراغهاي نوراني هدايتند؛ منتهي هر کدام متناسب با شرايط زماني و مکاني خود به نور افشاني مي‏پردازند.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 23:36 توسط کاشیان |

اگر زن، خویش را در آیینه گوهر وجودی ای كه خداوند به وی عطا كرده است نظاره كند، هرگز در حسرت جایگاه اجتماعی مرد زبان به شكوه نمی‏گشاید .
این‏كه هیچ پیامبر و معصومی از غیر زن زاده نمی‏شود و در مكتب غیر مادر رشد و نمو نمی‏كند، از جایگاه محوری زن در حیات دینی و اجتماعی بشر خبر می‏دهد . یكی از بزرگان عرفان جایگاه دینی زن را چنین به تصویر كشیده است: «زن به لحاظ داشتن قدرت خالقیت كه تنها از صفات خاص خداوند سبحان است، برای رسیدن به كمال مستعدتر است‏» . جایگاه اجتماعی زن، در منظر یكی از شخصیت‏های جهانی این گونه است: «زن با یك دست گهواره و با دست دیگر تاریخ بشریت را حركت می‏دهد» .
وجود این دو ویژگی، زن را در دو بعد عرفانی و اجتماعی به رقیبی بلامنازع مبدل ساخته است; به گونه‏ای كه اگر مردان جایگاه واقعی زن در كائنات را در می‏یافتند، بدان رشك می‏بردند .
به نظر می‏رسد، بشریت‏به خصوص جهان غرب جایگاه رفیع زن را درنیافته است و نمی‏خواهد حق وی را حتی به شكل صوری به وی باز گرداند . به راستی چند درصد از وكلا، معاونان و رؤسای جمهور كشورهای غربی زن هستند و در دایره‏ای محدودتر چند درصد از نیروهای سازمان‏های بین المللی را زنان تشكیل می‏دهند؟

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 9 مرداد1388ساعت 23:27 توسط کاشیان |

بسیار خوانده ایم

  الی متی احار فیک یا مولا

  مولای من تا کی سرگردان تو باشم

                                        در حسرت دیدار تو آواره ترینم!

و خوانده ایم

هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی

ای پسر احمد!آیا به سوی تو و دیدار تو راهی هست؟

                                     دل را به تمنا ز تو دیدار و دگر هیچ!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 23:25 توسط کاشیان |

 گفت‏وگو از »موعود اديان« و منجى آخرالزمان، گفت‏وگويى است ديرين، با عمرى به درازاى خلقت انسان و سكناى او در عرصه خاك. اين تاريخ بلند از يك سو و اشتراك آن در ميان همه اقوام و ملل، از ديگرسو حكايت از ذاتى بودن اين معنا در نوع انسان دارد و شايد بتوان به مدد اين باور مشترك و انتظارى كه مصاديق آن را در ميان آراء، اقوال و حتى اساطير اقوام مختلف ساكن در گستره زمين مى‏توان برشمرد انسان را »موجودى منتظر« تعريف كرد.

اين »موجود منتظر« كه اتفاقاً همين تعريف او را از ساير موجودات متمايز ساخته است در گذار از شرايط مختلف تاريخى و فراز و نشيبهاى حيات همواره در تلاش براى گذار از »وضع موجود« و فراهم آوردن »وضعى مطلوب« گونه‏هاى مختلف »فرهنگها« و »تمدنها« را به نمايش گذارده است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 22:42 توسط کاشیان |

 

درباره ویژگیهایى اخلاقى و رفتارى امام مهدي (ع)، آنچه از مجموع اخبار و روایاتى که بعدا خواهیم آورد و نیز روایات دیگرى که عموم مسلمانان آنها را نقل کرده‏اند، به دست مى‏آید این است که وى از نظر خوى و سیرت به رسول خدا (ص) ماننده است. وى از اهل بیت پیامبر و همنام آن حضرت است. خداوند کار او را در شبى سامان مى‏دهد در حالى که بر سرش ابرى است. در آن شب فرشته‏اى بانگ مى‏زند که این مهدى خلیفه خداست از او پیروى کنید . پس مردم به او اعتراف مى‏کنند و دوستى‏اش را خریدار مى‏شوند. خداوند وى را به سه هزار تن از فرشتگان یارى مى‏دهد که در رأس آنان جبرئیل و در آخر آنان میکائیل جاى دارند. شمار یارانش به تعداد سپاهیان جنگ بدر است. اصحاب کهف نیز جزو یاران و انصار آن حضرت‏اند . او با شمشیر خروج مى‏کند و شرق و غرب زمین را مالک مى‏شود. پس زمین را از عدل و داد پرخواهد کرد چنان که پیش از وى با ظلم و ستم پر شده بود. اسلام را آشکار مى‏کند و ساکنان آسمان و زمین از وى خرسند خواهند شد. نیکبخت‏ترین مردم نسبت به او کوفیان‏اند. زمین در روزگار او پرنعمت و پر محصول شود و گنجهاى نهانى خود را آشکار مى‏سازد. مال و ثروت را فراوان پخش مى‏کند و آن را حساب و کتاب نمى‏کند. عیسى بن مریم پشت سر او نماز مى‏گزارد و وى را بر کشتن دجال در باب لد، یارى مى‏دهد. در سالهاى فرد، یک، سه، پنج، هفت و نه خروج مى‏کند. و در طى شش یا هفت یا هشت یا نه سال به اندازه ده سال حکومت مى‏کند. تابوت سکینه را از غار انطاکیه و اسفار تورات را از کوهى در شام بیرون مى‏آورد. از دین آنچه را که بر خود دین قرار داده آشکار مى‏کند چنان که اگر رسول خدا (ص) خود مى‏بود بدان حکم مى‏داد. شیخ محى الدین بن عربى گوید: دشمنان مهدى (ع) فقهاى مقلدى هستند که از ترس شمشیر آن حضرت و به طمع آنچه نزد اوست، تحت فرمان وى در آمده‏اند.

                                                                                          سیره معصومان / سید محسن امین

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 12:56 توسط کاشیان |

 سدير صيرفي‌ گويد: با برخي‌ از اصحاب بر امام صادق (عليه السلام) وارد شديم، او را نشسته بر خاك ديديم، در حالي‌ كه عبايي‌ خشن با آستين كوتاه پوشيده و با قلبي‌ سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مي‌گريست، رنگ چهره‌اش تغيير كرده و اندوه از گونه‌هاي‌ مباركش پيدا بود و اشكهايش، لباسش را خيس كرده بود وناله مي‌كرد: «مولاي‌ من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است! مولاي‌ من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه‌هاي‌ ابدي‌ پيوند داده، و از دست دادن ياران، يكي‌ پس از ديگري‌، اجتماع و شماره ما را از بين برده، هنوز سوزش اشكي‌ كه از چشمم مي‌ريزد و ناله‌اي‌ كه از دلم بر مي‌خيزد با ياد بلاها و سختي‌هاي‌ ـ دوران غيبت تو ـ پايان نيافته كه درد و رنج شديدتر و دردناكتري‌ در برابر ديدگانم شكل مي‌گيرد!» سدير گويد: شگفت زده پرسيديم اين ماتم وگريه براي‌ چيست؟! امام صادق(عليه السلام) آهي‌ عميق و سوزناك كشيد و فرمود: اي‌ واي‌! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مي‌كردم و در باره ولادت و غيبت طولاني‌ و طول عمر قائم ما و بلاهاي‌ مؤمنين در آن زمان و ايجاد شك و ترديد در اثر طول غيبت و ارتداد اكثريت مردم از دين و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتي‌ داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چيره شد.» وقتي‌ حال امام صادق(عليه السلام) ـ كه حدود يكصد سال قبل از آغاز دوره غيبت مي‌زيسته است ـ چنين باشد، بايد ديد حال سرگشتگان دوران غيبت و دورماندگان از چشمه زلال ولايت چگونه بايد باشد، بيهوده نيست كه در هر مناسبتي‌ شادي‌ آفرين يا غمبار، سفارش به قرائت دعاي‌ ندبه شده‌ايم كه حديث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدي‌(عليه السلام) است. وبي‌ مورد نيست كه اين چنين بر دعاي‌ براي‌ فرج در زمان غيبت، تأكيد شده استامام زمان(عليه السلام) مي‌فرمايد: «اكثرو الدعاء بتعجيل الفرج».«براي‌ نزديك شدن ظهور و فرج، بسيار دعا كنيد.»

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 0:5 توسط کاشیان |

 مسئله قيام حضرت مهدي و انتظار موعود جهاني با چالش‌هاي متعددي روبه‌روست نظير اين‌كه: اگر قرار است عدالت كامل در آخرت تحقق يابد، چه ضرورتي دارد كه حكومت عدل جهاني در دنيا تشكيل شود؟ چرا انتظار فرج، افضل اعمال خوانده شده با اين كه سنخ «انتظار» از سنخ «عمل كردن» نيست، چه رسد به افضل اعمال بودن؟ با توجه به ديدگاه ما در خصوص حكومت جهاني واحد حضرت مهدي(ع) آيا مي‌توان به ديدگاهي در خصوص مسئله امروزي «جهاني شدن» دست يافت؟

اگر شرط ظهور، پر شدن جهان از ظلم است، آيا تلاش‌هاي اصلاحي ما ظهور را به تعويق نمي‌اندازد، و اگر اين تلاش‌هاي اصلاحي ما سير تكاملي انسان را شكل مي‌دهد ديگر چه نيازي به مهدي موعود(ع) است؟ و ... در واقع از ما خواسته‌اند كه «منتظر قيام موعود جهاني باشيم» و همة سؤالات ما به اين بر مي‌گردد كه اولاً چرا؟ و ثانياً چگونه؟ در اين مقاله كوشيده‌ايم اين گونه سؤالات را با نگاهي به انديشه استاد مطهري پاسخ دهيم.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 0:27 توسط کاشیان |

-1 مدينه عدل : عدالت ، واژه اى غريب نيست ، اما حقيقتى قريب هم نيست .
سده ها و هزاره هاى بسيارى است كه بشر با اين رؤ يا روز و شب كرده ، ليكن جز زور و اختناق و ظلم و بيداد، نصيبى نبرده است . هنوز آهنگ سنگينى ناله هاى كودكانى كه به بيگارى كشيده شده اند، مادرانى كه شوى خود را به بى عدالتى قربان داده اند و مردانى كه به جبر كمر در برابر ظلم خم كرده اند در گوش تاريخ است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 26 تیر1388ساعت 0:1 توسط کاشیان |

  

من اگر غرق گناهم

چه می کنی با دلم

که آکــــندۀ یـاد توسـت...

 

+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 22:1 توسط کاشیان |

«بقية‌الله» يكي از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. بقية‌الله، يعني بقيه و بازماندة خلفاي خدا در زمين ـ از انبيا، يا كساني كه خدا به وسيلة ايشان بندگانش را باقي مي‌دارد و مورد رحمت قرار مي‌دهد ـ از برخي روايات معصومين(ع) فهميده مي‌شود كه اين لقب، بر همة خاندان رسالت اطلاق مي‌شود و همة ايشان بقية‌الله هستند؛


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 12:37 توسط کاشیان |

 

ويژگى هاى دولت مهدى (عج (
دولت مهدى - كه انتظار آن مى رود - بدان معنا نيست كه اسلام معطل بماند، تا پس از ظهور مهدى ، دولت اسلامى برپا شود، بلكه به معناى ايجاد دولت خاصى است كه نمونه ى كوچك آن ، دولت و مُلك سليمان بود. مُلك و حكومت سليمان ، با نيروهاى جن و باد و حيوانات و نيز انسان هاى مؤ من ، پشتيبانى مى شد. مزيت دولت مهدى بر دولت سليمان ، اين است كه بر تمامى زمين حكم مى راند و دولتى پس از آن نيست و به قيامت صغرى متّصل است ، سپس ‍ زندگى بر كره ى خاكى پايان مى پذيرد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 23:20 توسط کاشیان |

 

برای دیدارت، بضاعت مزجاتم فقط همین دل شکسته ست

همان شقایقی که داغ تو را دارد

آه! امان از عشق آن گاه که آتش زند....

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 11:44 توسط کاشیان |

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اقرب، ما يكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضي‌ ما يكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم يظهر لهم و لم يعلموا مكانه و هم في‌ ذلك يعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لاميثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»

«زماني‌ كه بندگان به خداي‌ بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان بيشتر راضي‌ است، زماني‌ است كه حجت خداي‌ تعالي‌ از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را هم ندانند. با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا از بين نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشيد».

فضيلت بندگان خدا در اين زمان و رضايت بيشتر خداوند از آنان، بدين جهت است كه آنان بي‌آنكه امام خويش را ببينند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حيرتها به در خانه‌اش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پايبندي‌ به تقوي‌ و دوستي‌ اهلبيت، ميثاق الهي‌ را نگاهباني‌ كرده ومرزهاي‌ عقيده را پاس مي‌دارند.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «يا ابا بصير! طوبي‌ لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره في‌ غيبته و المطيعين له في‌ ظهوره، اولئك اولياء اللّه الذين لاخوف عليهم و لاهم يحزنون.»

«اي‌ ابوبصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در دوران غيبت او در انتظار ظهورش به سر مي‌برند و در دوران ظهورش به اطاعت او روي‌ مي‌كنند، آنان اولياي‌ خدا هستند كه هيچ ترس و اندوهي‌ بر ايشان نيست.»

باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غيبت» و «اطاعت در ظهور»، براي‌ شيعيان حضرت قائم(عليه السلام)، نشان دهنده نوعي‌ ملازمت بين اين‌دو وصف است. به اين معنا كه شيعيان منتظر در دوران غيبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مي‌كوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مي‌يافت، در زمره مطيعين حقيقي‌ او بودند

                                                                                                      http://www.ido.ir 

 

+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت 22:6 توسط کاشیان |

 

زنان در حکومت قائم آل محمد، علیه‏السلام، چه می‏کنند؟ چه کسانی هستند؟ چند نفرند؟ از کجا می‏آیند و چه مسؤولیتی برعهده دارند؟ براساس برخی از روایات، حضور و نقش این زنان ازنظر زمان و موقعیت، چهارگونه است: 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 11:55 توسط کاشیان |

 

یکی از اصول مشترک بین تمام ادیان الهی و اساطیر باستانی اقوام مختلف ،مبحث منجی موعود و آخر الزمان می باشد.
همان کسی که شیعیان او را مهدی ،مسیحیان او را عیسی ،زرتشتیان او را سوشیانت وقومهای دیگر او را با نامهای دیگر می خوانند.تمامی منتظران ظهور به مرحله ای معتقدند که یک ضد منجی که عصاره تمام شرارتهاست و تمامی نیروهای شیطانی را به همراه خود دارد و مهمترین مانع منجی موعود است. در نبرد نهایی میان این دو که جنگی بسیار بزرگ و خونین است منجی موعود به همراه یارانش به کمک امدادهای الهی بر لشکر شیطان پیروز می شوند


 

 

 

  


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 21:58 توسط کاشیان |

 

 استاد الهى و عارف ربّانى ، مرحوم حاج شيخ جواد انصارى همدانى رحمه الله عليه مى فرمود:
يكى از مؤمنان ، شبى كه براى نماز شب بيدار شده بود مشاهده كرد كه در حدود پانصد خانه از خانه هاى همدان نورافشانى مى كنند. به او الهام شده بود كه در اين خانه ها نماز شب خوانده مى شود، در نقطه اى (از زمين ) عمودى از نور ديده بود كه تا آسمان كشيده شده است و به او الهام شده بود كه در آن مكان ، وجود مقدّس حضرت مهدى عليه السلام هست كه به نماز شب ايستاده است .

 

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 15:35 توسط کاشیان |

 

قال الا مام المهدي ، صاحب العصر و الزّمان سلام اللّه عليه و عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف :


1- الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ اءنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ اءئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللّهِ فى اءرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَالْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاءْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.
فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت ، محور و اءساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم .
همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم ، حلال و حرام را مى شناسيم ، تاءويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم .


2- قالَ عليه السلام : اءنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بى يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اءهْلى وَشيعَتى .
فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.


3- قالَ عليه السلام : اءمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواةِ حَديثِنا (اءحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ اءنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَيْكُمْ.
فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسى ، عبادى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى ، اجتماعى و... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 11:23 توسط کاشیان |

 

این نوشتار مى كوشد با تاءمل در قرآن و روايت ها، شباهت و همانندى هاى موجود ميان يوسف زهرا عليه السّلام و يوسف يعقوب عليه السّلام را بازگو كند، تا از اين رهگذر، فهم و پذيرش امر حضرت مهدى ، آسان تر گردد.
1 - غيبت

برجسته ترين همانندى ميان يوسف زهرا عليه السّلام و يوسف يعقوب عليه السّلام ، همانندى در غيبت است . امام باقر عليه السّلام به محمدبن مسلم مى فرمايد:
اى محمّد بن مسلم ! قائم آل محمّد (عج ) با پنج تن از پيامبران شباهت دارد: يونس بن متى و يوسف بن يعقوب و موسى و عيسى و محمّد صلوات اللّه عليهم ... و امّا شباهت او به يوسف در غيبت اوست از اقوام دور و نزديك و از برادران خود....
نخستين سؤ ال درباره ى اين شباهت ، آن است كه ميان غيبت امام عصر (عج ) و غيبت يوسف عليه السّلام تفاوت فراوانى وجود دارد؛ زيرا غيبت يوسف عليه السّلام ، غيبتى است نسبى ؛ يعنى هرچند او از كنعان ، برادران و پدر و مادر خود غايب بود، ولى از ديدگان مصريان غايب نبود. او با مصريان ، گفت و گو و رفت و آمد داشت ، در حالى كه غيبت حضرت مهدى (عج ) غيبتى است مطلق و آن حضرت از ديدگان همگان غايب اند. از اين رو، قياس آن دو با يكديگر قياس مع الفارق است . پاسخ به اين نكته ، در شباهت دوم خواهد آمد.
2 - حضور

برادران يوسف براى خريد آذوقه به مصر آمدند و به بارگاه يوسف وارد شدند. وى در نخستين نگاه و گفت و گو، آنان را شناخت ، ولى آنان يوسف را نشناختند. آنان بى آن كه به هويت يوسف پى برند، با وى سخن گفتند و داد و ستد كردند.
يوسف زهرا نيز در ميان مردم حضور دارد. در كنار آنان راه مى رود و بر فرش هاى آنان پا مى نهد و... ولى مردم ، او را نمى شناسند.

3 - كودكى
غيبت يوسف از دوران كودكى آغاز شد.
غيبت يوسف زهرا عليه السّلام نيز از دوران كودكى آغاز شد.
امام صادق عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مى كند كه حضرت فرمودند:
ناچار براى آن كودك (امام مهدى (عج ) غيبتى خواهد بود. پرسيده شد: براى چه ؟ فرمودند: از ترس كشته شدن .
حضرت مهدى (عج ) در سال 255 هجرى به دنيا آمد. آغاز غيبت صغرا نيز در سال 260 هجرى است . بنابراين ، ايشان در آغاز غيبت صغرى ، 5 ساله بوده اند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 22:17 توسط کاشیان |

 

اگر به بیداری نمی توانم بیابمت

به خواب و خیالی هم از تو قانعم

منت گذار و یک امشبی قدم بر چشمانم بگذار..... 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 0:43 توسط کاشیان |

 حذيفه مى گويد: ديدم رسول معظم اسلام صلى الله عليه و آله پرده كعبه را گرفته و گريه مى كند. عرض كردم يا رسول الله ! چه چيز شما را به گريه آورده است ؟
خداوند چشمهاى تو را نگرياند. فرمودند:
اى حذيفه ! دنيا از بين رفته يا مثل اينكه تو در اين دنيا نبودى . عرض كردم پدر و مادرم به قربانت باد! آيا علائمى هست كه دال بر وقوع چنين وضعى در دنيا باشد؟ فرمودند: آرى - اى حذيفه ! - مطالبى كه مى گويم به قلبت بسپار و با چشمت ببين و با انگشتانت شماره كن :
1.
وقتى كه امت من نماز را ضايع كنند.
2.
از شهوات پيروى كنند.
3.
خيانت در ميان مردم زياد شود.
4.
امانت و امانتدارى كم شود.
5.
مشروبات الكلى بنوشند.
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 14:30 توسط کاشیان |

 

 هیچ از دلم برون نمی رود آرزوی تو....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 12:49 توسط کاشیان |

 آداب انتظار.... يعنى امورى كه وجود آنها در مؤمن سبب كامل شدن فضل و ثواب انتظار او مى شود ، اگر چه بعد از حاصل شدن حقيقت انتظار و شرايط لازمه آن; نبود آن امور موجب نقصان اصل فضائل انتظار نمى شود . و اين مانند وجود انسان است كه وقتى كه همه اعضايش صحيح باشد ، و لباس اش به قدر پوشش بدن و عورت باشد ، و آلوده به نجاسات و كثافات هم نباشد  ، پس آنچه لازمه آثار انسانى است ــ چون بينائى و شنوائى و جميع حركات و سكنات و انتفاعات و اكتسابات ــ از او ظاهر خواهد شد و نقصانى در آن آثار نخواهد بود . و لكن اگر لباسهاى فاخر بپوشد و خود را زينت نمايد به آنچه متعارف است ، پس اين سبب ; زيادتى حسن جمال او در انظار و واقع شدن او در قلوب مى شود ، و به سبب آن درمجالس و محافل در نزد اعيان و اشراف; تشريفات و تعظيمات و احترامات خاصّه پيدا مى كند . و همچنين هر گاه آن آداب خاصّه در مؤمن در حال انتظارش موجود شد موجب رفعت مقام و درجه او نزد خداوند و در نزد اولياء او مى شود ، و در درجات عاليه بهشت قرار مى گيرد. و مهمترين آداب انتظار دو امر است كه بر اين وجه بيان مى كنيم :

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 19:2 توسط کاشیان |

  پيامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامل يافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ درخشان‌ترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگي‌هاي سياسي از ويژگي‌هيا بارز پيامبر اكرم(ص) است.
جلوة آشكار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است.
پيامبر رحمت و رأفت دربارة ويژگي‌هاي ياران آخرين جانشين خود، يعني حضرت مهدي(ع) بياناتي دارند كه به اجمال به چند نمونه از آن‌ها اشاره مي‌كنيم. 
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 15:14 توسط کاشیان |

  

  ابوبصير نقل می کند:

در خدمت امام محمد باقر (ع) وارد مسجد شدم. جمعيت بسياري در رفت و آمد بود. امام (ع) به من فرمود: از مردم بپرس آيا امام باقر را مي‌بينند؟ از هركس كه پرسيدم اباجعفر را مي‌ديدي، مي‌گفت: نه با اينكه آن حضرت در كنار من ايستاده بود تا اينكه ابوهارون مكفوف (نابينا) آمده، حضرت باقر (ع) فرمود: از او بپرس. گفتم امام محمد باقر را ديدي؟ گفت: آري، ايشان هم اينجا ايستاده‌اند. گفتم از كجا فهميدي؟ گفت: وَكَيفَ لا اَعْلَمُ وَ هُوَ نُورٌ ساطِعٌ. سَلِ النّاسَ هَلْ يرُونَنِي. چگونه ندانم در صورتي كه آن جناب نوري است درخشان و آفتابي است تابان....

                                                                                

                                                                                                             بحارالانوار- ج۴۶

+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 22:26 توسط کاشیان |